مائده

مائده
اخلاقي، اعتقادي، احكام 

سلام دوستان خوبم به وبلاگ من خوش آمدید امیدوارم مطالبش مورد توجه و استفاده ی شما قرار بگیرد .
 بنده را با نظرات خوبتون یاری کنید.
باتشـــــــــکر
 
 
 
 
 
 
 
 

 

 

[ شنبه سوم خرداد 1393 ] [ 21:44 ] [ حسین ناظردوست ] [ ]

دوستان مطلب زیر نکته ای تکان دهنده از عظمت ائمه ی اطهار علیهم السلام و فروتنی خواجه نصیر طوسیه. بخونیدش ازدستش ندین...!؟ 

                                      

 

 

علامه حسن زاده آملی نقل میکنن که سالها پیش با یه ریاضیدان هم صحبت شده بودم، تا این که بحثمون رسید به یه شکل هندسی( شکل هندسی بالا). برای اینکه تلنگری بهش زده باشم، بهش گفتم: عزیزم! از این شکل هندسی چن تا حکم میشه استفاده کرد؟
گفت : شاید هفت تا ده تا حکم .
گفتم : مثلا بیست تا چطور.
گفت : شاید. ممکنه.
گفتم : دویست تا چطور؟

 


موضوعات مرتبط: مذهبی
برچسب‌ها: امام, تواضع, حسن زاده آملی, شکل هندسی


ادامه مطلب
[ پنجشنبه ششم شهریور 1393 ] [ 0:0 ] [ حسین ناظردوست ] [ ]

هفت نفری که در سایه لطف خدایند!

متن حدیث:

أَخْبَرَنَا الْخَلِيلُ بْنُ أَحْمَدَ قَالَ أَخْبَرَنَا ابْنُ مَنِيعٍ قَالَ حَدَّثَنَا مُصْعَبٌ قَالَ حَدَّثَنِي مَالِكٌ عَنْ أَبِي عَبْدِ الرَّحْمَنِ عَنْ حَفْصِ بْنِ عَاصِمٍ عَنْ أَبِي سَعِيدٍ الْخُدْرِيِّ أَوْ عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص سَبْعَةٌ يُظِلُّهُمُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِي ظِلِّهِ يَوْمَ لَا ظِلَّ إِلَّا ظِلُّهُ إِمَامٌ عَادِلٌ وَ شَابٌّ نَشَأَ فِي عِبَادَةِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ رَجُلٌ قَلْبُهُ مُتَعَلِّقٌ بِالْمَسْجِدِ إِذَا خَرَجَ مِنْهُ حَتَّى يَعُودَ إِلَيْهِ وَ رَجُلَانِ كَانَا فِي طَاعَةِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَاجْتَمَعَا عَلَى ذَلِكَ وَ تَفَرَّقَا وَ رَجُلٌ ذَكَرَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ خَالِياً فَفَاضَتْ عَيْنَاهُ مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ رَجُلٌ دَعَتْهُ امْرَأَةٌ ذَاتُ حَسَبٍ وَ جَمَالٍ فَقَالَ إِنِّي أَخَافُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ رَجُلٌ تَصَدَّقَ بِصَدَقَةٍ فَأَخْفَاهَا حَتَّى لَا تَعْلَمَ شِمَالُهُ مَا يَتَصَدَّقُ بِيَمِينِهِ.

 

رسول خدا حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله فرمود: خداى عزوجل هفت صنف را در سايه لطف خود جاى دهد روزى كه سايه‌اى بجز سايه لطفش نيست:
1- پيشواى دادگر.
2- جوانى كه در عبادت و پرستش خداى عز و جل ببار آمده .
3- مردي كه چون از مسجد بيرون رود دلش در بند آن است تا باز گردد.
4- دو مرد خدا پرست كه بمنظور خداپرستى گرد هم آيند و از هم جدا شوند.
5- مردي كه در خلوت بياد خداى عزوجل بيفتد و از ترس خداى عزوجل اشك از ديدگانش جارى شود.
6- مردي كه زنى زيبا و دارای موقعیت او را (به گناه) دعوت كند و مرد در پاسخ او بگويد كه من از خداى عز و جل مي‌ترسم.
7- مردي كه صدقه‌اى بدهد و آن را چنان به پنهانى دهد كه دست چپش از آنچه بدست راست صدقه ميدهد خبردار نشود.

 

 


پی نوشت:

«بحار الأنوار : 84 / 2 / 71»


موضوعات مرتبط: مذهبی
برچسب‌ها: لطف, رسول خدا, حدیث, جوان
[ دوشنبه سوم شهریور 1393 ] [ 17:10 ] [ حسین ناظردوست ] [ ]
 

متن نوشتار این مرجع تقلید به شرح زیر است:
امام جعفر صادق(ع) در نیمه اول قرن دوم هجری، مدرسه‌ای افتتاح فرمود که در تا آن زمان در اسلام ‌سابقه نداشت و پس از آن عصر نیز نظیر آن دیده نشد؛ این مکتب و مدرسه آن حضرت بود که بزرگترین علمای علوم قرآن، فقه و کلام، شیمی و غیره را به دنیا تحویل داد.

فقه شیعه که متضمن هزارها ماده قانونی و تعلیمی و برنامه‌ای عملی و اخلاقی اسلامی است در بیشتر و بلکه تقریباً در تمام موارد، مدیون علوم بی‌پایان امام صادق (ع) است.


موضوعات مرتبط: مذهبی
برچسب‌ها: امام صادق, نوشتار, آیت الله, شهادت


ادامه مطلب
[ چهارشنبه بیست و نهم مرداد 1393 ] [ 22:37 ] [ حسین ناظردوست ] [ ]

در ذیل گفتگویی خواندنی از حجت الاسلام سید محمد یزدانی با خبرگزاری فارس درباره پیدایش وهابیت و جنایتهایی که مرتکب شده اند را می خوانید:

 

 

نقش سه جاسوس انگلیسی در به قدرت رسیدن وهابیت از پرسی کوکس، ویلیام شکسپیر تا جون فیلبی

*در به وجود آمدن وهابیت چه کسانی و یا چه کشورهایی دخیل بودند؟

سر پرسی کوکس فردی است که در تشکیل حکومت سوم عربستان سعودی نقش اصلی را ایفا می‌کرد، از اول با ملک عبدالعزیز بوده و او را بزرگ کرده و نقش ویژه در تربیت او داشته و تقسیم‌بندی سیاسی عربستان سعودی را هم بر عهده داشته است، ابتدا در هند بوده و بعدها به انگلیس رفته و از سران اصلی جاسوس‌های انگیسی در آن زمان بوده است.

کتاب «الکویت و جاراتها» به خوبی و به زیبایی ارتباط این فرد را با آل سعود نشان می‌دهد، نویسنده این کتاب آقای دیکسون است، این فرد نماینده انگلیس در کویت بود، در جلد اول، صفحه 281 مطالب بسیار عجیبی را بیان می‌کند: 

 


موضوعات مرتبط: مذهبی
برچسب‌ها: وهابیت, عربستان, ملک عبدالعزیز, تخریب قبور, ائمه بقیع


ادامه مطلب
[ یکشنبه بیست و ششم مرداد 1393 ] [ 6:58 ] [ حسین ناظردوست ] [ ]

چرا خداوند شیطان را از بین نمی برد؟

قرار نیست که هر کس از دیگرى بزرگ تر و قدرت مند است دیگرى را از بین ببرد؛ زیرا این کار چیزى شبیه قانون جنگل خواهد بود كه هر كسى نافرمانى و گناه مى كند، خداوند او را از بین ببرد تا سوال كنیم، چرا با شیطان چنین نكرده است و او را از بین نبرده است؟ همان گونه كه انسان هاى بسیارى نافرمانى و گناه مى كنند، اما خداوند تا زمانى كه به اجل خود نرسیده باشند، آنها را از دنیا نمى برد و تفاوتى از این جهت با انسان هاى دیگر ندارند.

ابلیس از آفریدگان خداوند و از جنیان است و مدت‏هاى طولانى خداوند را عبادت كرده بود، و به واسطه نافرمانى از خداوند، از درگاه او رانده شد و از این پس به نام شیطان شناخته مى‏شود. شیطان بر هر موجودى گفته مى‏شود كه انسان را فریب دهد، خواه از جنیان باشد یا از انسان‏ها، بنابراین، شیطان از ابتدا شیطان آفریده نشد. او در ابتدا پاك بود. او مخلوقى چون سایر مخلوقات خدا در اطاعت پروردگار و از مقربین درگاه ربوبى بود، اما بر اثر یك امتحان كه احترام به آدم بود، لغزید(1) و از درگاه الهى رانده شد.(2) شیطان در برابر آن همه عبادت، از خداوند تقاضاى زنده ماندن تا روز قیامت را نمود و خداوند او را تا آن روز مهلت داد. شیطان آفریده نشد تا خلایق را بفریبد. او فریب نفس خویش را خورد و از خداوند مهلت خواست تا دنیا هست، او نیز باشد، و از آن پس قسم خورد تا انسان‏ها را بفریبد مگر كسانى را كه مومن باشند.(3) و خداوند نیز این مهلت را به شیطان داد. اما چرا این مهلت را از طرف خداوند یافت، مى‏توان گفت فلسفه وجود شیطان براى انسان، همانند وجود قواها و غرایز و نفس اماره درون انسان است كه انسان‏ها را به سوى بدى و دور شدن از خدا امر مى‏كنند. از طرف دیگر گرایش به سوى كمال و نیكى و خرد و رسولان و پیامبران الهى، در مقابل آنها قرار مى‏گیرند تا انسان‏ها را به كمال و خوشبختى سوق دهند. تنها در صورت وجود هر دو نیرو در انسان است كه وى مى‏تواند با اختیار خود، یكى از دو راه را انتخاب كند تا به سعادت یا شقاوت برسد.

انسان نیز براى خالص شدن، نیازمند امتحانى سخت است تا جوهره اصلى اش نمایان شود كه در نتیجه وارد مرحله استحقاق و محبت الهى گردد و با خطاب "ارجعى" لایق دیدار پروردگارش شود. دنیا میدان آزمایش است و انسان هدف این آزمایش، پس حریف قدرى چون شیطان لازم است تا انسان بتواند در مصاف با او، استعدادهاى خارق‏العاده خود را شكوفا كند

 

بنابراین اگر نفس اماره و نیروهاى سركش و شیطان‏ها نبودند، انسان نمى‏توانست در معرض آزمون الهى قرار گیرد و با نفى و طرد و مبارزه با آنها، موجب شكوفا شدن استعدادهاى عالى انسانى و سیر در مسیر كمال و خوشبختى و سعادت ابدى شود، پس شیطان شر مطلق نیست."علامه طباطبایى" فرموده است: "اگر شیطانى نبود، نظام عالم انسانى هم نبود، و وجود شیطانى كه انسان را به شر و معصیت دعوت كند، از اركان نظام عالم بشریت است، و نسبت به صراط مستقیم، او به منزله كناره و لبه جاده است و معلوم است كه تا دو طرفى براى جاده نباشد، متن جاده هم فرض نمى‏شود".(4) البته وجود نیروهاى شر، خلاصه در ابلیس یا شیطان بزرگ نمى شود، بلكه بسیارى از انسان ها و جنیان نیز با او همراه و در كنار او هستند و همه اینها به منزله همان لبه جاده و دره هاى سقوط اند. هم چنین به تجریه و تحقیق ثابت شده است كه فلزات براى آن كه از ناخالصى و زوائد پاك شوند، باید در كوره‏هاى داغ قرار گیرند تا پس از آن به شكل فلزى با ارزش درآیند. انسان نیز براى خالص شدن، نیازمند امتحانى سخت است تا جوهره اصلى اش نمایان شود كه در نتیجه وارد مرحله استحقاق و محبت الهى گردد و با خطاب "ارجعى" لایق دیدار پروردگارش شود. دنیا میدان آزمایش است و انسان هدف این آزمایش، پس حریف قدرى چون شیطان لازم است تا انسان بتواند در مصاف با او، استعدادهاى خارق‏العاده خود را شكوفا كند.

 


 

پى‌نوشت‌ها:

1 - ر. ك : سوره بقره، آیه 34

2 - ر. ك: سوره حجر (15) آیه 34.

3 - ر. ك: سوره ص (38) آیات 83 و 82.

4 - تفسیر المیزان، ترجمه فارسى،

منبع:تبیان

موضوعات مرتبط: مذهبی
برچسب‌ها: شیطان, امتحان, عبادت, ابلیس, تفس اماره
[ یکشنبه بیست و ششم مرداد 1393 ] [ 6:45 ] [ حسین ناظردوست ] [ ]
استاد دروس خارج حوزه با بیان این که ولایت فقیه، پرتویی از ولایت امام زمان(عج) است گفت: فقها در زمان غیبت، همان ولایت ائمه هدی(علیهم السلام) را دارند که ولایت را منصبی شرعی می کند و آن را متفاوت از منصب جعل مردمی قرار می دهد.

آیت الله سید کاظم مصطفوی،  با اشاره به جایگاه ولی فقیه در نظام اسلامی و با بیان این که ولایت فقیه، از لحاظ فقهی، برای همه فقها، محرز و اثبات شده است، خاطرنشان کرد: فقها، درباره احکام مربوط به امور حکومت و اقامه مذهب و دین اختلافی ندارند، اما برخی همانند امام خمینی(ره)، دائره وسیع تری درباره مفهوم ولایت فقیه قائلند و برخی نیز اندازه محدودتری را باور دارند.

* ولایت فقیه، در امتداد ولایت خداست

وی اضافه نمود: ولایت نبی(ص)، در امتداد ولایت خداوند است، ولایت ائمه هدی(علیهم السلام)، نیز در ادامه ولایت نبی مکرم(ص) و ولایت فقیه، نیز در ادامه ولایت ائمه معصومین(علیهم السلام) است.

این استاد درس خارج حوزه، باب حجت کتاب شریف اصول کافی را مورد توجه قرار داد و اذعان نمود: در این باب، جملاتی از معصومین(علیهم السلام) آمده است که فقها در زمان غیبت، همان ولایت ائمه هدی(علیهم السلام) را دارند که ولایت را منصبی شرعی می کند و آن را متفاوت از منصب جعل مردمی قرار می دهد.

* ولی فقیه، پرتویی از ولایت امام زمان(عج) را دارد

وی با بیان این که هرچند همه فقهای ما می توانند به عنوان ولی مردم معرفی گردند، اما این واجبی کفایی است که با اقامه یک فقیه، این وجوب نیز مرتفع می شود، تأکید کرد: ولایت فقیه، پرتویی از ولایت امام زمان(عج) است، در نتیجه صلوات برای سلامتی مقام عظمای ولایت، نیز دعا برای استمرار ولایت حضرت رسول(ص) و ائمه هدی(علیهم السلام) می شود.

آیت الله مصطفوی، معرفی ابعاد شخصیت حضرت آیت الله  خامنه ای را برای نسل جوان جامعه ضروری دانست و با بیان خاطراتی اظهار داشت: با توجه به ارادتی که نسبت به امام راحل داشتم، تحت تأثیر قوت روحی و انفاس قدسیه ایشان بودم. این مجذوبیت تا  آنجا بود که در روز ارتحال ایشان تا ساعاتی حالت عادی نداشتم و نتوانستم بر خود مسلط گردم.

* استهدایی که از قرآن گرفتم

وی افزود: در آن ساعات همانند محتضری که در حال جدا شدن روح از بدنش است قرآن را باز کردم و استهداء و طلب هدایتی به قرآن کردم. از یاد نمی برم لحظه ای که کتاب شریف را گشودم و در ابتدای صفحه، این آیه را مشاهده کردم: مَا نَنسَخْ مِنْ آيَةٍ أَوْ نُنسِهَا نَأْتِ بِخَيْرٍ مِّنْهَا أَوْ مِثْلِهَا أَلَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللّهَ عَلَىَ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ. «هر حكمى را نسخ كنيم، يا آن را به [دست‏] فراموشى بسپاريم، بهتر از آن، يا مانندش را مى‏آوريم مگر ندانستى كه خدا بر هر چیز تواناست» (آیه 106 سوره بقره)

این استاد درس خارج حوزه، با اشاره به تفاوت برداشت تفسیری و هدایت قرآن، ابراز کرد: بیان راه توسط آیات قرآن، از روش های متعددی می تواند باشد که جنبه تفسیری و برداشت از آیات نیز راهی برای شناخت مقصود آیات است. اما جنبه هدایت قرآن جدای از جنبه تفسیری آن است که در آیاتی مانند "إِنَّ هَـذَا الْقُرْآنَ یِهْدِی لِلَّتِی هِیَ أَقْوَمُ " بیان شده است.

* وجه «آیت » و »خیر» شدن حجت الاسلام والمسلمین خامنه ای؛

آیت الله مصطفوی با بیان این که صراحت آیه اشاره شده، هدایت قرآنی برای من بود که آرامش روحی عجیبی نیز برایم به دنبال داشت، ادامه داد: آیه فوق، اشاره به آیت بودن امام خامنه ای، افزون بر آیت بودن امام خمینی(ره) داشت که تا آن زمان به "حجت الاسلام والمسلمین خامنه ای" شناخته می شدند.

وی تأکید کرد: پس از ساعاتی، این هدایت به واقعیت تبدیل گردید و معظم له نیز به "آیت الله سید علی خامنه ای" شناخته شدند و با حکم مجلس خبرگان رهبری به عنوان ولی فقیه انتخاب و به جانشینی امام راحل منصوب گشتند و اینچنین شد که استهداء من از قرآن به واقعیت تبدیل شد.

این پژوهشگر و نویسنده حوزه، با اشاره به دلیل خیر بودن حضرت آیت‌الله خامنه ای اذعان نمود: ز وقتی این استهدای قرآنی را با یکی از عرفا در میان گذاشتم، وی اشاره به جوان تر بودن ایشان نسبت به امام راحل نمود که نشاط بیشتر در رسیدگی به مسئولیت ها را نیز در پی دارد.

* 25 سال است که به حضرت آقا یقین دارم؛

وی ادامه داد: اگر در مرحله علم و قطع، احتمال خطا وجود دارد، اما در یقین، حتی جهل مرکب هم راه ندارد. آرامشی که از این یقین برایم حاصل شده، تاکنون که 25 سال از آن رویداد می گذرد، ادامه دارد و امیدوارم که خداوند بر عمر بابرکت و توفیقات ایشان بیافزاید.


 

منبع: حوزه 


موضوعات مرتبط: مذهبی
برچسب‌ها: ولی فقیه, خمینی, خامنه ای, ولایت, فقها
[ یکشنبه بیست و ششم مرداد 1393 ] [ 6:34 ] [ حسین ناظردوست ] [ ]

اعلام آمادگی جن ها برای یاری سیدالشهداء

 

قبول نکردن کمک جنیان توسط امام حسین (ع) به این دلیل بود که ایشان نمی خواستند از معجزه و کرامت استفاده کنند، در حالی که بدون شک همان طور که در حدیث بالا هم ذکر شده است، امام توان و قدرت این را داشت که با معجزه و قدرت ولایی خویش، بر دشمنان غلبه پیدا کند
 

ملاقات امام حسین (ع) با جنیان و اعلام آمادگی آنان برای یاری امام (ع) در برخی از کتب روایی آمده است مثلاً: شیخ مفید به سند خود از امام صادق (ع ) این نکته را نقل کرده است: زمانی که امام حسین (ع) از مدینه حرکت کرد، گروهی از ملائکه برای پیشنهاد کمک خدمت آن حضرت آمدند و گروه هایی از مسلمانان و شیعیان جن برای کمک آمدند، اما حضرت در پاسخ جنیان فرمود: "خدا به شما جزای خیر دهد من مسئول کار خود هستم و محل و زمان قتل من نیز مشخص است. جنیان گفتند: اگر امر شما نبود همه دشمنان شما را می کشتیم. حضرت در پاسخ فرمود: ما بر این کار از شما تواناتریم، اما چنین نمی کنیم تا آنها که گمراه می شوند با اتمام حجت باشد و آنها که راه حق را می پذیرند با آگاهی و دلیل آشکار باشد". [1] همچنین امام صادق (ع) فرمودند: "از پدرم شنیدم که مى‏فرمود: چون امام حسین (ع) با عمر بن سعد تلاقى نمودند و جنگ بر پا شد، خداوند نصرت خود را فرو فرستاد تا آن جا که بر سر حسین سایه گسترد، و آن گاه امام مخیر شد بین پیروزى بر دشمنانش و بین ملاقات و لقاى پروردگارش، او لقاى پروردگارش را برگزید". [2] ، [3]

 

درباره جنگ امیر المؤمنین (ع) نیز با اجنه روایاتی موجود است[4] که از لحاظ اعتبار جای بررسی دارند.

 

قبول نکردن کمک جنیان توسط امام حسین (ع) به این دلیل بود که ایشان نمی خواستند از معجزه و کرامت استفاده کنند، در حالی که بدون شک همان طور که در حدیث بالا هم ذکر شده است، امام توان و قدرت این را داشت که با معجزه و قدرت ولایی خویش، بر دشمنان غلبه پیدا کند و حتی نیازی به کمک ملائکه و جنیان نداشت، ولی استفاده از معجزه و کرامت با مأمور یت آنان در عمل به روش های طبیعی‌ منافات داشت. و در صورتی که امام اجازه می دادند که جنیان به کمک حضرت بیایند جنگ از حالت طبیعی خارج شده و یک طرفه می شد؛ چرا که جنیان می توانستند از دید دشمنان مخفی شوند و آنان را به قتل برسانند، ولی امام (ع) همانطور که خود نیز فرمودند می خواستند هر کس که گمراه می شود در شرایط کاملا طبیعی از امام زمانش سرپیچی کرده باشد و حجت خدا بر او تمام شده و عذری در قیامت نداشته باشد و شخصی هم که هدایت می شود بر حق بودن امام (ع) را از مجرای طبیعی و با به کار گیری عقل و فطرتش دریافته باشد نه از روی ترس از معجزه و کرامت، ارزش و جایگاه امام حسین (ع) که هم میان مسلمانان جایگاه بلندی دارد و هم در میان عدالت و آزادی خواهان، بدان جهت است که بر اساس امور عادی و ظاهری و طبیعی عمل نمود. بردن اهل بیت(ع) توسط امام به یک جنگ نابرابر و اسارت آنان و اهانت به ساحت مقدس شان موجب شد که قیام امام ماندگار و جاودان شود. آیا امام حسین(ع) نمی توانست بدون قیام و با استفاده از کرامت یزید را سرنگون کند؟[5]

 

اما در مورد واقعه ای که برای حضرت علی (ع) به وقوع پیوست توجه به این نکته ضروری است که حضرت علی(ع) بخاطر داشتن قدرتی الهی و عنایتی قدسی می توانست آن جنیان را مشاهده کرده و آنان را به هلاکت برساند و این دو حادثه از این لحاظ با هم فرق می کند چنانکه در حدیث مربوط به جنگ امام علی (ع) با جنیان ذکر شده است که پیامبر اسلام (ص) هنگامی که حضرت را برای مبارزه با جنیان کافر می فرستد می فرماید، آنان را با قدرتی که خداوند به تو عطا کرده است دفع کن.[6]

 

نتیجه: زمانی که امام (ع) از قدرت الاهی و قدسی استفاده کند می تواند جنیان را ببیند و در غیر این صورت (مانند روز عاشورا) جنیان می توانند از دید انسان های معمولی مخفی شوند و به آنها آسیب برسانند و به همین دلیل که امام حسین (ع) روال طبیعی را صحیح و به صلاح می دانستند، کمک جنیان و ملائکه را برای جنگ نپذیرفتند.

 


[1]    علامه مجلسی، بحار الانوار، ج 44، ص 330، مؤسسة الوفاء، بیروت، 1404ق.

[2]     سید بن طاووس، اللهوف، ترجمه میر ابوطالبی، سید ابوالحسن، ص 141، دلیل ما، قم، چاپ اول، 1380 ش.

[3] برگرفته از پاسخ، 6983 (سایت: 7503).

[4] شیخ مفید، الإرشاد، ج 1، ص 339، کنگره شیخ مفید، قم، 1413 ق؛ بحار الانوار، ج 60، ص 87.

[5] برگرفته از پاسخ، 6983 (سایت: 7503).

[6] الإرشاد، ج 1، ص 340. «...فادفعه بالقوة التی أعطاک الله عز و جل و تحصن منه بأسماء الله التی خصک بعلمها...»


موضوعات مرتبط: مذهبی
برچسب‌ها: جن, کربلا, امام حسین
[ دوشنبه بیستم مرداد 1393 ] [ 16:58 ] [ حسین ناظردوست ] [ ]

کسیکه بیشترین حسرت رادرقیامت میخورد

قیامت را یوم الحسرة می گویند در آن دیار خیلی چیزها هست که ما بابتش غصه دار و در حسرت باشیم، ولی پر حسرت ترین ما آن کسی است که آخرت خود را برای دنیای دیگران فروخت.

 

مال و ثروت چیزی است که خیلی ها مقابلش نقطه ضعف دارند،آنقدر زیاد که حاضرند برای رسیدن به آن هر کاری بکنند ، از حرام خوری گرفته تا قتل و غارت . خود ما هم ممکن است خیلی حسرت بخوریم که چرا فلان قدر ثروت نداریم ، اگر در معامله ای ضرر کنیم روزها و شب ها غصه میخوریم و خود و دیگران را لعنت می کنیم ، اگر سود ببریم از خوشحالی سرمست می شویم و به طمع می افتیم که بیشتر و بیشتر سود کنیم .

و این ها به خاطر طمع ما نسبت به مال دنیاست ولی نمی دانیم که حرص و طمع دنیا و آخرت ما را به باد می دهد عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ إِنْ أَرَدْتَ أَنْ تَقَرَّ عَینُكَ وَ تَنَالَ خَیرَ الدُّنْیا وَ الْآخِرَةِ فَاقْطَعِ الطَّمَعَ عَمَّا فِی أَیدِی النَّاس‏از امام صادق علیه السّلام روایت شده كه فرمودند اگر می خواهى دیدگان شما روشن گردد و به خیر دنیا و آخرت برسید طمع نداشته باشید و از مردم قطع امید نمائید.( ترجمه الإیمان و الكفر بحار الانوار ج‏2 ص 129)

در روایات دیگر آمده است : «إِیّاكُم وَالشُّحَّ فَإِنَّما هَلَكَ مَن كانَ قَبلَكُم بِالشُّحِّ اَمَرَهُم بِالبُخلِ فَبَخِلوا وَأَمَرَ هُم بِالقَطیعَةِ فَقَطَعوا وَأَمَرَهُم بِالفُجورِ فَفَجَروا» ؛از حرص بپرهیزید كه پیشینیان شما در نتیجه حرص هلاک شدند، حرص آنها را به بخل وادار كرد و بخیل شدند. به قطع رحم وادار كرد و قطع رابطه كردند با خویشاوندان. به بدى وادارشان كرد و بدكار شدند.(غررالحكم، ج2، ص 460، ح3295)

حرص و طمع عاقبت صاحبش را به حرام خواری می اندازد برای ارضای حس بیشتر و بیشتر داشتن چاره ای به جز حق را ناحق کردن نمی بیند و برای انباشت مال دنیا آخرت خود را می دهد . کسی که با طمع و حرام چیزی را به دست می آورد در بذل و بخشش آن هم ابا دارد ، و گمان می کند تا ابد در دنیا خواهد ماند ، تا اینکه دست مرگ یقه او را می گیرد و از خواب خیال خوشش بیدارش می کند. و آنجاست که تازه می فهمد برای هیچ خود را به عذاب دنیا و آخرت گرفتار کرده است و چه دیر است برای حسرت خوردن و پشیمانی.

حضرت امیرمومنان علی(علیه السلام) در نهج‌البلاغه بزرگترین حسرت انسان در روز قیامت را بیان فرموده‌‌اند. قال امیرالمومنین علیٌّ علیه‏ السلام: «إنَّ أعْظَمَ الحَسَراتِ یَومَ القِیامَةِ، حَسْرَةُ رجُلٍ كَسَبَ مالاً فی غَیرِ طاعَةِ اللّه، فوَرِثَةُ رجُلٌ فأنْفَقَهُ فی طاعةِ اللّه سُبحانَهُ، فدَخَلَ بهِ الجَنّةَ، ودَخَلَ الأوَّلُ بهِ النّارَ .» امام على علیه‏السلام: «بزرگترین حسرت در روز قیامت، حسرت مردى است كه مالى را در غیر رضای خداوند گرد آورده و آن را براى كسى بر جاى گذاشته که وارث آن را در راه طاعت خداى سبحان خرج كرده باشد و به این سبب به بهشت برود اما نفر اول به دوزخ می‌رود.» (نهج البلاغة؛ الحكمة 429)

و چه زیباست این روایت امام على علیه السلام: اَعجَبُ ما فِى النسانِ قَلبُهُ وَ لَهُ مَوارِدُ مِنَ الحِكمَةِ وَ اَضدادٌ مِن خِلافِها فَاِن سَنَحَ لَهُ الرَّجاءُ اَذَ لَّهُ الطَّمَعُ وَ اِن هاجَ بِهِ الطَّمَعُ اَهلَكَهُ الحِرصُ وَ اِن مَلَكَهُ الیَأسُ قَتَلَهُ السَفُ... فَكُلُّ تَقصیرٍ بِهِ مُضِرٌّ وَ كُلُّ اِفراطٍ بِهِ مُفسِدٌ؛ شگفت ترین عضو انسان قلب اوست و قلب مایه هایى از حكمت و ضد حكمت دارد. اگر آرزو به آن دست دهد، طمع خوارش مى گرداند و اگر طمع در آن سر بركشد، حرص نابودش مى كند و اگر ناامیدى بر آن مسلّط شود، اندوه، او را مى كُشد... هر كوتاهى برایش زیانبار است و هر زیاده روى برایش تباهى آفرین. (علل الشرایع، ص 109، ح 7)

قیامت را یوم الحسرة می گویند در آن دیار خیلی چیزها هست که ما بابتش غصه دار و در حسرت باشیم ، ولی پر حسرت ترین ما آن کسی است که آخرت خود را برای دنیای دیگران فروخت . یادمان باشد آن خانه و ماشین هایی که دیگران دارند و ما نداریم و هر وقت می بینیم آه از نهادمان بلند می شود روزی چنان آه از نهاد صاحبانشان بلند کند که آن آه تمام دنیایشان را بسوزاند . اگر کمی عاقبت اندیش باشیم از خداوند روزی حلال و به صلاحمان طلب می کنیم ، روزی ای که خیر دنیا و آخرت در آن باشد نه آنچه که دیگران دارند و ما باطنش نمی دانیم و طلب کنیم .


منبع: نبیان

 


موضوعات مرتبط: مذهبی
برچسب‌ها: قیامت, یوم الحسرۀ, حرص, مال دنیا, بهشت
[ دوشنبه بیستم مرداد 1393 ] [ 16:42 ] [ حسین ناظردوست ] [ ]
خدایا!

تو با این ماه شریف بر ما منتی بزرگ نهادی و نعمتی بزرگ بخشیدی، اما افسوس که ما آن را قدر ندانستیم، و با هدر دادن آن بر خویش سنمی روا داشتیم، که تو بر سنگینی آن از همگان آگاهتری!

 

 

خدایا!

اینک که ماه پایان یافته و دست ما از شبها و روزهای پربرکتش کوتاه شده، نفخه ای از نسیم عنایت تو ما را دریافته، و از خواب بی خبری بیدارمان ساخته است، اینک دریافته ایم که چه عزیزی را از دست داده ایم، و با از دست دادن آن چه جنایتی بزرگ بر خویش روا داشته ایم و خویش را به چه مصیبتی عظیم درافکندیم، و اینک جز این راهی نمی شناسیم که رو به تو آوریم، به خطای خویش اقرار کنیم و به زیانکاری خویش اعتراف آوریم، و اینکه آن کرامت بزرگ را از دست داده ایم حسرت خوریم و از اینکه از آن همه نعمت تهیدست مانده ایم، اشک افسوس بریزیم، اینک جز تو کیست که ما را از این خسارت خلاصی بخشد و داغ غمی را که بر دلمان نشسته درمان کند، و بار گناه و حسرتی را که بر جانمان سنگینی می کند سبک سازد؟!

خدای من!

من با همه ی بدحالی و بیچارگی و با همه کژرأیی و کژراهی دریافتم که تو مرا از یاد نبرده ای، به خودم واننهاده ای، در غفلت و بی خبری رهایم نساخته ای و درهای توبه به رویم نبسته ای، وگرنه مرا به خطا و خسارت خویش آگاه نمی کردی، پس جا دارد که از کرم تو نومید نباشم و از بخشایش و بخشش تو چشم برنگیرم، و از مهربانی تو تهیدست نمانم، که کسی جز کافران از تو نومید نمیگردد و کسی جز زیانکاران از رکم تو چشم برنمی دارد.

پس خدای من!

از تو که آن چنان بزرگوار و کریم و پذیرنده ای که ساخران دربار فرعون را پذیرفتی و دعای خود فرعون را اجابت کردی و حتی بدترین بندگانت ابلیس را از درگاه کرم خویش تهیدست برنگرداتدی، امید دارم که به حرمت محمد و آل صلی الله علی و آله در این شب مرا نیز بپذیری، و دعایم را پاسخگویی، بدیهایم را به خوبی بدل کنی و بیفزایی، نامم را از دفتر زیانکاران و به خسارت افتادگان  این ماه پاک کنی و در دفتر سعادت یافتگان و رستگاران بنویسی، و با دوستان و برگزیدگانت همسایه و همنشین سازی.

خدای من!

گستاخی و بی شرمی و کژرأیی و گناهکاری، روسیاهم ساخته، به روسفیدی محمد و آل صلی الله علیه و آله از تو می خواهم که چشم عنایت بر من بگشایی و در سایه ی رحمت خویشم بنشانی.

خدای من!

این ماه، ماه میهمانی تو است و تو خود خوش نداری که میزبان از پذیرایی میهمان دریغ ورزد، حتی اگر پذیرایی زیان میزبان را از پی داشته باشد و به میهمان هم سودی نرساند، اما خدای من! ای که هرچه بر پذیرایی و احسان بیفزایی بر ملک و مملکت خویش افزوده ای، اگر پذیرایی خویش از من دریغ داری من در کنار سفره ی تو گرسنه خواهم ماند.


برگرفته از المراقبات آیت الله میرزا جواد آقا ملکی تبریزی

 


موضوعات مرتبط: مذهبی
برچسب‌ها: وداع ماه رمضان, خدا, میهمانی, دعا
[ یکشنبه پنجم مرداد 1393 ] [ 22:20 ] [ حسین ناظردوست ] [ ]
درباره وبلاگ

قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ اللَّهُمَّ رَبَّنَا أَنزِلْ عَلَيْنَا مَآئِدَةً مِّنَ السَّمَاء تَكُونُ لَنَا عِيداً لِّأَوَّلِنَا وَآخِرِنَا وَآيَةً مِّنكَ وَارْزُقْنَا وَأَنتَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ
عيسى پسر مريم گفت: «بار الها، پروردگارا، از آسمان، خوانى بر ما فرو فرست تا عيدى براى اوّل و آخر ما باشد و نشانه‏اى از جانب تو. و ما را روزى ده كه تو بهترين روزى‏دهندگانى.»
المائدة آیه 114
برای رسیدن به سبک زندگی اسلامی وبسط و گسترش اخلاق ناب محمدی و زمینه سازی برای جامعه مهدوی برآن شدیم که وبلاگی را بااین هدف تشکیل داده و قدمی هرچند کوچک برای ساختن آرمان شهر مهدوی برداریم. از آنجایی که دستورات اسلام سفره ای بی نهایت وسیع برای استفاده بشر جهت نیل به مقامات عالیه ی الهی می باشد و انسان را بسوی کمال راهنمایی میکند. تا با راهنمایی ودستگیری ذات مقدسش بتوانیم با عمل صالح به حیات طیبه برسیم ک خداوند در قرآن میفرماید:«مَن عمل صالحا من ذکرٍ و أنثی و هو مؤمن و لنحیینه حیاهً طیبهً و لَنجزنیَّهم. أجرَهم بأحسنِ ما کانوا یعملون» (نحل 97 ) از این رو اسم وبلاگ را مائده نام نهادیم باشد که همه ی ما سر این سفره ی الهی نشسته و از انوار قدسیه ی خداوندی کمال بهره را ببریم. دراین زمینه آنچه که به بعد زندگی اجتماعی انسان می باشد در این مکان ثبت و ضبط خواهد گردید. چنانچه دوستان بهره بردند جهت شادی روح مطهر شهدا وامام شهدا که این سفره را برای ما گستراندند صلوات و درودی فرستاده و برای ایشان علو درجات را از درگاه ایزد منان خواسته وبرای سلامتی و طول عمر سکاندار انقلاب ، نائب امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) حضرت آیت الله العظمی خامنه ای دامت برکاته دعا نمایند.



باتشکر مدیر وبلاگ
پيوندهای روزانه
امکانات وب
براي دانلود کليک کنيد

キラキラブログパーツ

[PR] 好きな文章でタイピング!

キラキラブログパーツ

[PR] 無料で面白タイピング!

كد ماوس


Up Page

khabarkhoon.com