مائده

مائده
اخلاقي، اعتقادي، احكام 

سلام دوستان خوبم به وبلاگ من خوش آمدید امیدوارم مطالبش مورد توجه و استفاده ی شما قرار بگیرد .
 بنده را با نظرات خوبتون یاری کنید.
باتشـــــــــکر
 
 
 
 
 
 
 
 

 

 

[ شنبه سوم خرداد 1393 ] [ 21:44 ] [ حسین ناظردوست ] [ ]
خدایا!

تو با این ماه شریف بر ما منتی بزرگ نهادی و نعمتی بزرگ بخشیدی، اما افسوس که ما آن را قدر ندانستیم، و با هدر دادن آن بر خویش سنمی روا داشتیم، که تو بر سنگینی آن از همگان آگاهتری!

 

 

خدایا!

اینک که ماه پایان یافته و دست ما از شبها و روزهای پربرکتش کوتاه شده، نفخه ای از نسیم عنایت تو ما را دریافته، و از خواب بی خبری بیدارمان ساخته است، اینک دریافته ایم که چه عزیزی را از دست داده ایم، و با از دست دادن آن چه جنایتی بزرگ بر خویش روا داشته ایم و خویش را به چه مصیبتی عظیم درافکندیم، و اینک جز این راهی نمی شناسیم که رو به تو آوریم، به خطای خویش اقرار کنیم و به زیانکاری خویش اعتراف آوریم، و اینکه آن کرامت بزرگ را از دست داده ایم حسرت خوریم و از اینکه از آن همه نعمت تهیدست مانده ایم، اشک افسوس بریزیم، اینک جز تو کیست که ما را از این خسارت خلاصی بخشد و داغ غمی را که بر دلمان نشسته درمان کند، و بار گناه و حسرتی را که بر جانمان سنگینی می کند سبک سازد؟!

خدای من!

من با همه ی بدحالی و بیچارگی و با همه کژرأیی و کژراهی دریافتم که تو مرا از یاد نبرده ای، به خودم واننهاده ای، در غفلت و بی خبری رهایم نساخته ای و درهای توبه به رویم نبسته ای، وگرنه مرا به خطا و خسارت خویش آگاه نمی کردی، پس جا دارد که از کرم تو نومید نباشم و از بخشایش و بخشش تو چشم برنگیرم، و از مهربانی تو تهیدست نمانم، که کسی جز کافران از تو نومید نمیگردد و کسی جز زیانکاران از رکم تو چشم برنمی دارد.

پس خدای من!

از تو که آن چنان بزرگوار و کریم و پذیرنده ای که ساخران دربار فرعون را پذیرفتی و دعای خود فرعون را اجابت کردی و حتی بدترین بندگانت ابلیس را از درگاه کرم خویش تهیدست برنگرداتدی، امید دارم که به حرمت محمد و آل صلی الله علی و آله در این شب مرا نیز بپذیری، و دعایم را پاسخگویی، بدیهایم را به خوبی بدل کنی و بیفزایی، نامم را از دفتر زیانکاران و به خسارت افتادگان  این ماه پاک کنی و در دفتر سعادت یافتگان و رستگاران بنویسی، و با دوستان و برگزیدگانت همسایه و همنشین سازی.

خدای من!

گستاخی و بی شرمی و کژرأیی و گناهکاری، روسیاهم ساخته، به روسفیدی محمد و آل صلی الله علیه و آله از تو می خواهم که چشم عنایت بر من بگشایی و در سایه ی رحمت خویشم بنشانی.

خدای من!

این ماه، ماه میهمانی تو است و تو خود خوش نداری که میزبان از پذیرایی میهمان دریغ ورزد، حتی اگر پذیرایی زیان میزبان را از پی داشته باشد و به میهمان هم سودی نرساند، اما خدای من! ای که هرچه بر پذیرایی و احسان بیفزایی بر ملک و مملکت خویش افزوده ای، اگر پذیرایی خویش از من دریغ داری من در کنار سفره ی تو گرسنه خواهم ماند.


برگرفته از المراقبات آیت الله میرزا جواد آقا ملکی تبریزی

 


موضوعات مرتبط: مذهبی
برچسب‌ها: وداع ماه رمضان, خدا, میهمانی, دعا
[ یکشنبه پنجم مرداد 1393 ] [ 22:20 ] [ حسین ناظردوست ] [ ]

الهى ماه مبارك را حرام كردم كه نه قدر روزه را دانستم و نه قدر قدر را، نه قرآن خواندم و نه سحر داشتم و نه سهر، در ليلة الجوائز جز شرمسارى چه مى برم خوشا بحال صائم كه له فرحتان حين يفطر و حين يلقى ربه، بدا به حالم كه لى حزنتان، بار الها آهم جهنم سوز است.

الهى واى بر آنكه در شب قدر فرشته بر او فرود نيامده با ديو همدم و همنشين گردد.

الهى شكرت كه مجاز را قنطره حقيقت گردانيدى تا از ليلة القدر زمانى زمينى به ليلة القدر آسمانى رسيدم .

الهى شكرت كه در اين شب مبارك بليلة القدر رسيدم.


الهی نامه علامه حسن زاده آملی

 


موضوعات مرتبط: مذهبی
برچسب‌ها: الهی نامه, عرفان, شب قدر, ماه رمضان
[ پنجشنبه بیست و ششم تیر 1393 ] [ 4:54 ] [ حسین ناظردوست ] [ ]

 

خرما دادن نخل خشک

حسین بن عبدالوهاب با سلسله سند خویش از امام صادق علیه‏السلام نقل می‏کند: امام مجتبی علیه‏السلام در یکی از سفرها با مردی از فرزندان زبیر - که معتقد به امامت زبیر بود - همسفر شد. آنان شتری را نیز کرایه کرده بودند. در میان راه به آبگاهی رسیدند و جهت استراحت توقف نمودند و فرشی را برای نشستن امام مجتبی علیه‏السلام در زیر نخل خرمای خشک گستردند و آن مرد زبیری در زیر نخل دیگر پارچه‏ای را انداخت و نشست. وقتی چشم آن مرد زبیری به درخت خرمای خشک افتاد گفت: اگر خرمایی داشت از آن می‏خوردیم. امام مجتبی علیه‏السلام خطاب به او فرمود:

خرما می‏دهی؟ جواب داد: آری. حضرت دست به سوی آسمان بلند نمود و دعایی کرد، این جا بود که درخت خرما سبز شد و برگ درآورد و خرمای بسیار مطبوعی داد. ساروان چون این صحنه را دید، گفت: این کار، چیزی جز سحر نیست! امام مجتبی علیه‏السلام فرمود: «لیس هذا بسحر، ولیکن دعوة أولاد الأنبیاء مستجابة؛ این کار سحر نیست، بلکه دعای فرزندان پیامبران مستجاب است» در آن حال یکی از آنان از درخت خرما بالا رفت و آنچه خرما میل داشتند چید و همگی خوردند. (1)

 

دعای مستجاب

ابواسامه گوید: امام صادق علیه‏السلام فرمود: امام حسن علیه ‏السلام در یکی از سفرها که پیاده به خانه ‏ی خدا می‏رفت، پاهای مبارکش ورم کرده بود. بعضی از یاران آن حضرت گفتند: اگر بر مرکب سوار شوی، ورم پاهایت بهبود خواهد یافت.

امام حسن مجتبی (ع)

فرمود: هرگز راه خانه ‏ی معشوق را سواره طی نخواهم کرد. سپس خطاب به آنان فرمود: در ایستگاه و منزل بعدی مردی سیاه چهره از ما پذیرایی خواهد کرد، او روغنی به همراه دارد که به مجرد استفاده از آن، ورم پاهایم درمان خواهد شد. عرض کردند: ای فرزند رسول خدا! در پیش روی ما ایستگاه هست، لیکن کسی در آن زندگی نمی‏کند. حضرت فرمود: چرا، کسی در آن جاست، هرگاه او را دیدید، روغن را بگیرید و پولش را پرداخت کنید.

آنان وقتی به منزلگاه رسیدند، خواسته‏ ی خود را با آن شخص مطرح کردند. او پرسید: دوا را، برای چه کسی می‏خواهید؟ در پاسخ گفتند: برای حسن بن علی علیهماالسلام. مرد سیاه چهره به همراه غلامش خدمت حضرت آمد، اظهار ارادت و محبت نمود و گفت: «بأبی أنت و امی انما أنا مولاک؛ پدر و مادرم فدای تو باد! همانا من غلام شما هستم [و هرگز پول این دوا را نمی‏گیرم].» آن گاه گفت: ای فرزند پیامبر! زنم حامله است، هنگامی که از خانه ‏ام بیرون می‏آمدم، زنم از درد به خود می‏پیچید. از خداوند بخواه به ما پسری عنایت کند و او از موالیان و دوستداران شما باشد.

امام حسن علیه‏السلام فرمود: «انطلق الی منزلک فان الله - تعالی - قد وهب لک ولدا ذکرا سویا؛ بلند شو و به سوی منزل خود حرکت کن، خداوند پسری نیکو به تو عنایت کرده است.» شیخ کلینی (ره) اضافه می‏کند: «... و هو من شیعتنا.؛ آن فرزند از شیعیان ما خواهد بود.» آن مرد وقتی به منزل خود رسید، دعای امام را مستجاب یافت، بی‏درنگ بازگشت و از امام مجتبی علیه‏ السلام تشکر فراوان نمود و حضرت نیز آن روغن را به پای خود مالید و در همان لحظه، ورم پاهایش بهبود یافت. (2)

 

دلیل بر امامت

حبابه دختر جعفر والبیه می‏گوید: بعد از شهادت علی بن ابی‏طالب علیه‏السلام خدمت امام مجتبی علیه‏السلام رسیدم، در حالی که مردم نیز حضور داشتند، سنگ ریزه‏هایی را که از زمان پدرش جهت اثبات امامت داشتم، در اختیارش گذاشتم. انگشتر خود را بر روی یکی از سنگ‏ها گذاشت، سنگ همانند خمیر و گل متأثر شد و آثار انگشتر بر آن سنگ نقش بست. حبابه می‏گوید: این اعجاز امام، دلیل دیگری بر امامت وی بود، چرا که رسول خدا صلی الله علیه و آله و علی علیه‏السلام پیش از آن بر این حقیقت تصریح کرده بودند.

1- سید محمد هادی میلانی، قادتنا کیف نعرفهم، ج 5، ص 232؛ مناقب ابن‏شهر آشوب، ج 4، ص 9

2- مناقب ابن‏شهر آشوب، ج 4، ص 10؛ قادتنا کیف نعرفهم، ج 5، ص 234 - 233

3- اصول کافی، ج 1، ص 346، ح 3، باب ما یفصل به بین دعوی المحق و المبطل فی أمر الأمة؛ اعلام الوری، ص 209


 


موضوعات مرتبط: مذهبی
برچسب‌ها: امام حسن مجتبی, کرامت, امام شناسی, معجزه
[ یکشنبه بیست و دوم تیر 1393 ] [ 2:14 ] [ حسین ناظردوست ] [ ]
فضیلت ماه رمضان در خطبه شعبانیه حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم:

 

1. ماه خدا با برکت، رحمت و آمرزش به مردم رو آورده است.

2. ماه رمضان بهترین ماهها، روزهایش بهترین روزها، شبهایش بهترین شبها و ساعاتش بهترین ساعات!

3.  در این ماه مردم به مهمانی خداوند دعوت شده اند واهل کرامت خدا شده اند.

4. نفسها ثواب تسبیح و خواب ثواب عبادت دارد.

5. عملها مقبول و دعاها مستجابست.

6. سوگند خداوند بر اینکه نمازگزاران و سجده کنندگان در این ماه عذاب نشوند و نترساند ایشانرا به آتش جهنّم در روز قیامت.

7. افطار یک مؤمن برابر با بنده آزاد کردن و آمرزش گناهان.

8. خوش اخلاق در این ماه آسان از صراط بگذرد روزی که قدم ها در آن بلغزد.

9. آسان نمودن کار زیردستان باعث آسانی حساب در قیامت میشود.

10. جلوگیری از شرّ رساندن به مردم باعث جلوگیری از غضب خداوند در قیامت می شود.

11. صله و احسان با خویشان باعث رحمت خدا در قیامت می گردد و قطع احسان باعث قطع رحمت می گردد.

12. برات بیزاری از آتش جهنّم با بجا آوردن نماز مستحبی.

13. نماز واجب در این ماه برابر با ثواب هفتاد نماز واجب در ماه های دیگر.

14. سنگینی ترازوی اعمال در قیامت با زیادی صلوات بر محمّد و آل محمّد صلّی الله علیه و آله وسلّمدر این ماه.

15. ثواب ختم قرآن برای قرائت یک آیه در این ماه.

16. درهای بهشت دراین ماه باز و درهای جهنّم بسته است.

17. غلّ و زنجیر شدن شیاطین در ماه مبارک رمضان .....

 

 


 

منبع: مفاتیح الجنان شیخ عباس قمّی


موضوعات مرتبط: مذهبی
برچسب‌ها: ماه رمضان, فضیلت, عبادت, قرآن, بهشت
[ چهارشنبه یازدهم تیر 1393 ] [ 22:19 ] [ حسین ناظردوست ] [ ]

 

کمالاتی از شیخ حسنعلی اصفهانی معروف به نخودکی

 

آگاهی از باطن افراد

یکی از ویژگی های حاج شیخ حسنعلی نخودگی آگاهی به درون افراد بود، چنانچه در این باره شیخ مختار روحانی نقل می کند: یک روز زنی سیده و فقیر از من تقاضای چادر و مقنعه ای کرد. گفتم: اکنون چیزی ندارم که با آن حاجت تو را روا کنم.

اتفاقاً همان روز خدمت شیخ حسنعلی رسیدم و عرض حاجت کردم. چون می خواستم از محضرش بیرون آیم، وجهی به من مرحمت کردند و گفتند:

«این پول را برای آن بانوی سیده، چادر و مقنعه بخر.»

به علاوه، یک تومان دیگر و یک قبض حواله یک من برنج هم دادند که به آن زن برسانم. در شگفت بودم که حاج شیخ از کجا مطلع شدند که چنین بانویی از من درخواست چادر و مقنعه کرده است؟
از خدمت او برخاستم، اما از فکرم گذشت که فعلاً یک تومان پول و آن قبض برنج را به آن زن نمی دهم و پس از مدتی به او تحویل خواهم داد، اما ناگهان صدای حاج شیخ بلند شد که فرمود: «هر چه گفتم انجام بده و دخالتی در کار مکن.»

دستور شیخ به ملخ ها

حاج عباس فخرالدین یکی از ملاکین مشهد بود. او نقل می کند که سالی نخود بسیار کاشته بودیم، ولی ملخ ها به مزرعه ام حمله کردند و چیزی نمانده بود که همه آن را نابود کنند. به استدعای کمک، به خدمت جناب شیخ آمدم، فرمودند:
«آخر ملخ ها هم رزقی دارند.»

گفتم: با این ترتیب از زراعت من هیچ باقی نخواهد ماند. فکری کردند و فرمودند:
«به ملخ ها دستور می دهم تا از فردا زراعت تو را نخورند و تنها از علف های هرزه ارتزاق کنند.»
پس از آن به دِه رفتم، اما با شگفتی دیدم که ملخ ها به خوردن علف های هرزه مشغولند و آن سال در اثر از میان رفتن علف های زائد، آن زراعت سود سرشاری عاید من ساخت.

طیّ الارض

فرزند ایشان طی خاطره ای نقل می کنند: هنگامی که ارتش روسیه خراسان را در اشغال خود داشت، ما در خارج شهر مشهد «نخودک» خانه داشتیم و مرحوم پدرم هفته ای دو روز برای انجام حوائج مردم و امور دیگر به شهر می آمدند.

یک روز عصر که از شهر خارج می شدیم، احساس ناامنی کردم و به پدرم عرض کردم: چرا با وجود این هرج و مرج، تا نزدیک غروب در شهر مانده اید؟
فرمودند: «برای اصلاح کار علویه ای اجباراً توقف کردم.»

گفتم: راه خطرناک است و سه کیلومتر راه ما در میان کوچه باغ های خلوت، امنیتی ندارد و اراذل و اوباش شب ها در اینگونه مسیرها، مزاحم مردم می شوند. پدرم در آن اواخر، بر اثر کهولت بر الاغی سوار می شدند و رفت و آمد می کردند. آن روز هم بر مرکب خود سوار بودند، در جواب من فرمودند:
«تو هم کنار من بر الاغ سوار شو.»

عرض کردم: پدر جان این الاغ ضعیف است و شما را هم به زحمت حمل می کند وانگهی شخصی نیز لازم است که دائماً آن را از دنبال براند.
فرمودند: «تو سوار شو من دستور می دهم تند برود.»
اطاعت کردم. وارد کوچه باغ ها شدیم که مؤذن تکبیر می گفت.
در این وقت از من پرسیدند: «فلان کس را ملاقات کردی؟» گفتم: آری.
ناگهان و با حیرت دیدم که سر الاغ به در منزل مسکونی ما رسیده و مؤذن مشغول گفتن تکبیر است.

در صورتی که برای رسیدن به خانه، لازم بود از پیچ چند کوچه باغ می گذشتیم و پس از عبور از دِهی که سر راهمان قرار داشت، به قلعه نخودک که در آنجا خانه داشتیم، می رسیدیم، با شگفتی پرسیدم: پدرجان چگونه شد که ما ظرف چند لحظه به اینجا رسیدیم؟

فرمودند: کاری نداشته باش، تو دوست داشتی زودتر به خانه مراجعت کنیم و مقصودت حاصل شد.
باز متعجبم که پس از ورود به خانه چه شد که این حادثه را به کلی فراموش کردم تا آنکه پس از فوت آن مرحوم، به خاطرم آمد.

دم عیسوی

یکی از افرا موثق نقل میکند: روز فوت مرحوم نخودکی، زنی مسیحی در مسیر جنازه به سر و سینه خود می زد و شیون می کرد. گفتم: مگر تو مسیحی نیستی؟ آخر این مرد، روحانی مسلمانان است.

گفت: این دو دخترم که با من هستند، چندی قبل، به مرضی دچار شدند که هر چه مداوا کردیم سود نداد. حتی پزشکان بیمارستان آمریکایی نیز این دو را جواب کردند. باری رفته رفته، بیماری شان سخت تر شد و به حال نزع افتادند. همسایه ما زنی مسلمان بود، چون حال پریشان مرا دید، گفت: برای شفای بیماران خود، به قریه «نخودک» برو و از حاج شیخ حسنعلی اصفهانی که دم عیسوی دارد کمک بخواه. بیا چادر مرا بر سر کن و به آنجا برو. از روی استیصال چادر او را بر سر کردم و پرسان پرسان به آن ده که محل سکونت حاج شیخ بود رسیدم، دیدم که جلو در خانه نشسته و گروهی از حاجتمندان، اطرافش را گرفته اند.

من هم بدون آنکه مذهب خود را اظهار کنم، پریشانی خود را عرضه نمودم.
پس ایشان فرمودند: این دو انجیر را بگیر و به آن زن همسایه که مسلمان است بده تا با وضو آن ها را به دختران تو بخوراند.
گفتم: قادر به خوردن چیزی نیستند.
شیخ گفت: در آب حل کنند و به ایشان بدهند.
به شهر بازگشتم و انجیرها را به آن زن مسلمان دادم و او نیز وضو بساخت و آن ها را در آب حل کرد و در دهان دختران بیمار من ریخت.
ناگهان پس از چند دقیقه چشم گشودند و شفا یافتند! آری چنین مردی از میان ما رفته است.

یاسین و طه بخوان!
کربلایی رضای کرمانی، مؤذن آستان قدس رضوی نقل کرده است: پس از وفات حاج شیخ، هر روز بین الطلوعین، بر سر مزار او می آمدم و فاتحه می خواندم. یک روز در همانجا خواب بر من چیره شد، در عالم رؤیا حاج شیخ را دیدم که به من فرمودند: «فلانی چرا سوره یاسین و طه را برای ما نمی خوانی؟»
عرض کردم: آقا من سواد ندارم.
فرمودند: «بخوان.»
و سه مرتبه این جمله ها میان ما ردّ و بدل شد. از خواب بیدار شدم، دیدم که به برکت آن مرد بزرگ، حافظ آن دو سوره هستم. از آن پس تا زنده هستم، هر روز آن دو سوره را بر سر قبر آن مرحوم، تلاوت می کنم.
 




پی نوشت ها:

1- مقدادی اصفهانی، علی. نشان از بی نشان، ج1و2. تهران: جمهوری، 1375.
2- فروغی. نعمت الله. گلشن ابرار، ج6، قم: پژوهشکده باقرالعلوم، 1386.
3- م. کدخدازاده، ر. عباسی. کرامات شگفت عارفان، قم: بیت الاحزان، 1390.
4- احمدی، وحیده. 100 مکاشفه و کرامت از عارفان و عالمان ربانی. قم: نسیم ظهور، 1391.
5- احمدی جلفایی، حمید. 40 قطب عرفانی. قم: نسیم ظهور، 1391.
6- پیوندی، محمدرضا. طبیب دل ها، نشریه مربیان، شماره 33: 1388.

 منبع: شیعه نیوز

موضوعات مرتبط: مذهبی
برچسب‌ها: نخودکی, عرفان, کمالات, کرامت, اخلاق
[ پنجشنبه بیست و نهم خرداد 1393 ] [ 23:49 ] [ حسین ناظردوست ] [ ]
۱۴ توصیه اخلاقی شیخ حسنعلی نخودکی

 

شیخ نخودکی اصفهانی هنوز به سن تکلیف نرسیده بود که در محضر اساتیدش توانست راه کمال و معرفت را بپیماید، به گونه‌ای که نقل شده سه ماه رجب، شعبان و رمضان را تا آخر عمر روزه‌دار بود.

به گزارش فارس، هفدهم شعبان سال 1361 هجری قمری در جوار بارگاه مطهر و منور حضرت علی بن موسی الرضا(ع) بزرگ عارف شیعی شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی دعوت حق را لبیک گفت و جان به جان آفرین تسلیم کرد.
 
به مناسبت سالروز وفات این عارف بالله در ادامه به بازخوانی اجمالی زندگانی شیخ نخودکی همراه با دو نمونه از کرامات ایشان می‌پردازیم:
 
شیخ حسنعلی فرزند علی‌اکبر مقدادی اصفهانی معروف به نخودکی اصفهانی، فقیه، عارف، زاهد و صاحب کرامات فراوان، در سال 1279 در نیمه ماه ذی‌‌القعده در خانواده‌‌ای متدین و متقی چشم به جهان گشود.
 
پدرش، مرحوم ملاعلی‌اکبر، مردی متقی و پرهیزگار و معاشر و دوستدار اهل علم و ملازم مردان حق و عارفان بزرگی همچون حاج محمدصادق تخت پولادی بود، او بر اثر مشاهده کراماتی از حاج محمدصادق در مورد همسرش و افزایش شیر در سینه او تا آخر عمرش از ارادتمندان ویژه مرحوم حاجی محمدصادق شد و مدت  22 سال در خدمت او بود و شب‌های دوشنبه و جمعه نزد او می‌‌رفت و در تخت پولاد با او به عبادت و ریاضت می‌‌پرداخت.
 
پدر حسنعلی نیمی از آنچه که از راه کسب و کار به دست می‌‌آورد، در اختیار حاج محمدصادق می‌گذاشت و به همراه او به فقرا و مستمندان کمک می‌رساند.
 
شیخ حسنعلی اصفهانی، سیر تهذیب روح و روان را از همان کودکی و به همت پدر خویش آغاز کرد، پدرش، ملاعلی‌اکبر، حسنعلی را از همان کودکی در هر سحرگاه بیدار و او را به نماز، دعا، راز و نیاز و یاد خدا آشنا می‌کرد، وی تا یازده سالگی در خدمت حاجی محمدصادق تخت پولادی بود و از او دستور می‌گرفت، آن مرد خدا، او را به نماز، روزه و انجام مستحبات و نوافل شب آشنا کرد.
 
او بیشتر شب‌ها تا صبح بیدار می‌ماند و از پانزده سالگی تا پایان عمر پر برکتش، هر ساله ماه رجب و شعبان و رمضان و ایام البیض هر ماه را روزه‌دار بود.
 
*مداوا با فراموشی
 
یکی از اعیان و ملاکان نقل می‌کند: مدت‌ها به بیماری قند شدیدی مبتلا بودم و گاهگاه ضعف بر من مستولی می‌شد تا آنکه سفری به آستان امام هشتم(ع) کردم و در صحن مطهر به همان ضعف و رخوت شدید دچار شدم.
 
یکی از خدام آستانه مرا به جناب شیخ هدایت کرد. چون خدمت آن بزرگمرد رسیدم و حال خود را شرح دادم، حبه قندی مرحمت کردند و فرمودند: بخور، بسیاری از امراض است که با فراموشی از میان می‌رود.
 
قند را خوردم تا سه روز از خاطرم رفت که مبتلا به چنان کسالتی هستم و در آن روز متوجه شدم که دیگر اثری از آن بیماری در من نیست. بهبودی حال خود را به خدمت شیخ عرض کردم. فرمودند: از این واقعه با کسی سخن مگو.
 
اما من پس از ده سال یک روز در محفلی، ماجرای بهبودی خود را در اثر نفس آن مرد بزرگ بازگو کردم و با کمال تأسف بیماری‌ام عود کرد.
 
 
 

موضوعات مرتبط: مذهبی
برچسب‌ها: توصیه اخلاقی, نخودکی, عرفان, سلوک, شفا


ادامه مطلب
[ یکشنبه بیست و پنجم خرداد 1393 ] [ 15:19 ] [ حسین ناظردوست ] [ ]

آیا زن در زندگی با همسر خود هیچ جایگاهی ندارد؟اگر دارد چرا در کتاب هنر همسرداری از حسن صدری مازندرانی آمده مردان در صورت پرداخت مهریه و نفقه زن دائم از یک تا چهار زن می توانند از راه حلال می تواند مبادرت نمایند؟و آمده اگر قدرت پرداخت مهریه را ندارند می توانند زنی را با مهریه اندک به ازدواج موقت خود در اورند؟می دانیم با این اجازه هم در حق فرزندان زن اول ظلم میگردد هم در حق زن اول. و سوال دیگر اینکه زنان صیغه ای با چند بار صیغه شدن آلوده نمیگردنند و آیا بیماری ها را انتقال به جامعه نمیدهند؟

پاسخ: 

پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباطتان با این مرکز
به چند نكته توجه فرمائيد:
1. در منظر اسلام زن يكي از اركان خانواده مي باشد و در زندگي مشترك و خانواده داراي جايگاهي ويژه و منحصر به فرد مي باشد و در آيات قرآن نيز زن و مرد را در كنار هم و مايه آرامش هم و در حكم لباس يك ديگر مورد توجه قرار مي دهد (1) و البته مطلبي را كه از كتاب هنر همسرداري نقل فرموديد، كامل نقل نشده و اين مطلب قيود و شرايط ديگري نيز دارد كه با توجه به آن شروط جايگاه ويژه زن در اين پيوند مشخص مي شود. در واقع اصل در زندگي مشترك فراهم نمودن فضا و محيطي آرام و همراه با آرامش براي زن و مرد و فرزندان مي باشد؛ لذا مرد بايد در ازدواج مجدد چه دائم و چه موقت به عاطفه و حقوق همسر اول و فرزندان خود توجه كامل داشته باشد و الا اگر چنين ازدواجي منجر به ظلم و بي مهري و فشار و سختي در حق همسر و فرزندان او شود مقبول اسلام نيست .



موضوعات مرتبط: مذهبی، اجتماعی
برچسب‌ها: ازدواج مجدد, عقد موقت, ازدواج, اسلام, زن


ادامه مطلب
[ یکشنبه هجدهم خرداد 1393 ] [ 6:59 ] [ حسین ناظردوست ] [ ]

الهی! رجب گذشت و ما از خود نگذشتیم. الهی تو از ما بگذر

سلام بر شعبان و اعیادش ، سلام بر حسین و عباسش ، سلام بر سجاد و سجودش ، سلام بر نیمه ی شعبان و ظهور مولودش. آغاز ماه رسول خدا ، ماه شادی آل الله مبارک باد

شعبان ماه عیدها و عید ماه‏ هاست

نسیم خوش ماه شعبان وزیدن گرفته است تا اشتیاق ورود به ماه رمضان را در این گرمای داغ تابستان لذت‏ بخش كند، ماهی كه واسطه ورود به زیباترین ماه سال است

 


موضوعات مرتبط: مذهبی
برچسب‌ها: شعبان, عید, رجب, رمضان
[ شنبه دهم خرداد 1393 ] [ 22:52 ] [ حسین ناظردوست ] [ ]

تقویم حجامت شش ماه اول 93

 

 

 


موضوعات مرتبط: سلامتی
برچسب‌ها: حجامت, تقویم, سلامتی
[ چهارشنبه هفتم خرداد 1393 ] [ 23:27 ] [ حسین ناظردوست ] [ ]
درباره وبلاگ

قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ اللَّهُمَّ رَبَّنَا أَنزِلْ عَلَيْنَا مَآئِدَةً مِّنَ السَّمَاء تَكُونُ لَنَا عِيداً لِّأَوَّلِنَا وَآخِرِنَا وَآيَةً مِّنكَ وَارْزُقْنَا وَأَنتَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ
عيسى پسر مريم گفت: «بار الها، پروردگارا، از آسمان، خوانى بر ما فرو فرست تا عيدى براى اوّل و آخر ما باشد و نشانه‏اى از جانب تو. و ما را روزى ده كه تو بهترين روزى‏دهندگانى.»
المائدة آیه 114
برای رسیدن به سبک زندگی اسلامی وبسط و گسترش اخلاق ناب محمدی و زمینه سازی برای جامعه مهدوی برآن شدیم که وبلاگی را بااین هدف تشکیل داده و قدمی هرچند کوچک برای ساختن آرمان شهر مهدوی برداریم. از آنجایی که دستورات اسلام سفره ای بی نهایت وسیع برای استفاده بشر جهت نیل به مقامات عالیه ی الهی می باشد و انسان را بسوی کمال راهنمایی میکند. تا با راهنمایی ودستگیری ذات مقدسش بتوانیم با عمل صالح به حیات طیبه برسیم ک خداوند در قرآن میفرماید:«مَن عمل صالحا من ذکرٍ و أنثی و هو مؤمن و لنحیینه حیاهً طیبهً و لَنجزنیَّهم. أجرَهم بأحسنِ ما کانوا یعملون» (نحل 97 ) از این رو اسم وبلاگ را مائده نام نهادیم باشد که همه ی ما سر این سفره ی الهی نشسته و از انوار قدسیه ی خداوندی کمال بهره را ببریم. دراین زمینه آنچه که به بعد زندگی اجتماعی انسان می باشد در این مکان ثبت و ضبط خواهد گردید. چنانچه دوستان بهره بردند جهت شادی روح مطهر شهدا وامام شهدا که این سفره را برای ما گستراندند صلوات و درودی فرستاده و برای ایشان علو درجات را از درگاه ایزد منان خواسته وبرای سلامتی و طول عمر سکاندار انقلاب ، نائب امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) حضرت آیت الله العظمی خامنه ای دامت برکاته دعا نمایند.



باتشکر مدیر وبلاگ
پيوندهای روزانه
امکانات وب
براي دانلود کليک کنيد

キラキラブログパーツ

[PR] 好きな文章でタイピング!

キラキラブログパーツ

[PR] 無料で面白タイピング!

كد ماوس


Up Page

khabarkhoon.com